دو نوجوان کنار امام جمعه زیراب نشستهاند؛ قاب، ساده و بیتکلف است، اما در دل خود یک پیام روشن دارد: نسل نوجوان، پیش از آنکه موضوع سخنرانیها و برنامهها باشد، نیازمند فرصت برای گفتوگو و شنیدهشدن است. اما شنیدن، یک سوی سکه است؛ گفتوگو زمانی اثر میگذارد که مدیریت کلان شهرستان به میدان بیاید و این گفت و گو به برنامه، پیگیری، تقسیم مسئولیت و نتیجهای ملموس در فضای شهر و شهرستان از سوی مدیران تبدیل شود.
یادداشت: علی اشرف خلیلی
دو نوجوان کنار امام جمعه زیراب نشستهاند؛ قاب، ساده و بیتکلف است، اما در دل خود یک پیام روشن دارد: نسل نوجوان، پیش از آنکه موضوع سخنرانیها و برنامهها باشد، نیازمند فرصت برای گفتوگو و شنیدهشدن است.
نگاههای آرام در فضای صمیمی که حرف دارد، دغدغه دارد و میخواهد در آینده فرهنگی شهر خود سهمی واقعی داشته باشد.
نوجوانان و جوانان زیراب، تنها مخاطبان برنامههای فرهنگی نیستند. آنان سرمایه انسانی شهرند؛ حاملان ایده، نشاط، خلاقیت و پرسشهایی که پاسخگویی به آنها میتواند مسیر آینده را روشنتر کند.
نیاز به فضاهای ورزشی و هنری، برنامههای آموزشی و مهارتی، محافل گفتوگو، فعالیتهای گروهی و فرصت برای تجربه مسئولیت اجتماعی، مطالبهای فرعی یا مناسبتی نیست؛ اینها بخش مهمی از نیازهای طبیعی نسل نو به شمار میآیند.
در چنین شرایطی، دیدار و همنشینی با نوجوانان ارزشمند است، زیرا فرصت میدهد مسائل از زبان خود آنان شنیده شود؛ بیواسطه، صادقانه و نزدیک به واقعیت زندگیشان.
اما شنیدن، یک سوی سکه است؛ گفتوگو زمانی اثر میگذارد که مدیریت کلان شهرستان به میدان بیاید و این گفت و گو به برنامه، پیگیری، تقسیم مسئولیت و نتیجهای ملموس در فضای شهر و شهرستان از سوی مدیران تبدیل شود.
پرسش مهم اینجاست که نوجوانان تا چه اندازه در نشستها و تصمیمسازیهای مربوط به فرهنگ، اجتماع، آموزش و اوقات فراغت در ادارات حضور دارند؟
بسیاری از تصمیمهایی که در سطح شهر و شهرستان گرفته میشود، مستقیماً با زندگی آنان پیوند دارد؛ اما جای خودِ نوجوانان در گفتوگوهای رسمی و جمعهای تصمیمگیر، اغلب خالی یا کمرنگ است.
نوجوانان نباید فقط موضوعِ جلسهها باشند؛ باید در حد متناسب، بخشی از جلسهها و فرایند شنیدنِ مسئله باشند.
اگر قرار است وضعیت فرهنگی یک شهر بهبود یابد، باید برای حضور سازمانیافته و محترمانه نسل جوان راهی باز شود؛ از نشستهای دورهای با نوجوانان و جوانان گرفته تا استفاده از ایدههای آنان در مدارس، کانونها، مجموعههای ورزشی، مساجد، کتابخانهها و گروههای مردمی.
این مشارکت، تنها یک حرکت نمادین نیست؛ راهی برای شناخت دقیقتر نیازها و جلوگیری از تصمیمهایی است که با واقعیت زندگی نوجوانان فاصله دارند.
قرارگاه فرهنگی شهر زیراب در چنین مسیری نقشآفرین است؛ به شرط آنکه با همکاری نماینده عالی دولت به محل پیوند ظرفیتها بدل شود: ظرفیت خانوادهها، مدارس، مربیان، فعالان هنری، گروههای مردمی، مراکز مذهبی، نهادهای فرهنگی و مجموعههای اجرایی.
نتیجه این همافزایی باید در زندگی روزانه جوانان دیده شود؛ در یک برنامه منظم، یک فضای قابل استفاده، یک دوره مهارتی، یک رویداد هنری یا ورزشی و فرصتی واقعی برای بروز استعدادها.
تصویر این دیدار، یادآور یک حقیقت ساده است:
نوجوانان زیراب حاضرند؛ هم برای شنیدن و هم برای گفتن.
اکنون مسئله، فراهمکردن راهی است که صدای آنان از یک اتاق گفتوگو فراتر رود و در متن برنامهریزی فرهنگی شهر و شهرستان انعکاس پیدا کند.
آینده فرهنگی زیراب، با اعتماد به نسل جوان، میداندادن به توان آنان و همکاری مسئولانه همه ظرفیتهای شهرستانی، روشنتر خواهد شد.