حجتالاسلام عبدالرحمان رضایی، امام جمعه زیرآب، امروز در جریان خطبههای نماز جمعه، از مسئولیت خود در این جایگاه خداحافظی کرد. وی در سخنان خود با استناد به آیات قرآن و داستان حضرت یوسف (ع) مبنی بر اینکه عزّت دست خداوند است؛ بر تداومِ مسیر مبارزه با بطلان و دفاع از نظام تأکید کرد و ضمن اشاره به ارتباط صمیمانه با نسل جوان، بر استمرار پیوند روحی خود با مردم زیرآب تأکید ورزید.برنامه امروز با اشکهای نوجوانان و پیوندِ عمیقِ قلبی با مردم، به اثری ماندگار بدل شد.
گزارش خبری: علی اشرف خلیلی
در روزهایی که تغییرات، همواره با غبار تردید و هیاهوی ناآشنایی همراه است، گاه یک «خداحافظی»، نه یک پایان، بلکه تجلی عمیقی از پیوند میان پیشوا و مردم است. امروز در شهر زیرآب، تلاقیِ کلام الهی و عاطفه انسانی، صحنهای متفاوت از یک گذار را رقم زد؛ صحنهای که در آن، امام جمعه شهر، با تکیه بر حکمتهای قرآنی، از عرصهی امامت جمعه وداع کرد.
حکیمانه در برابر ناخوشایندیها
در حالی که خورشید ظهر بر فراز زیرآب میتابید، حجتالاسلام رضایی در خطبههای نماز جمعه، نه با زبانِ جدایی، بلکه با زبانِ تسکین سخن گفت. وی با تلاوت آیهای که در آن تجلیِ «خیرِ پنهان در میان سختیها» نهفته است، بر این نکته تأکید کرد که گاه آنچه چشمِ ناظر ناخوشایند میبیند، در بطن خود حاملِ خیر و نجات است. این نگاهِ عارفانه، آرامشی غریب بر جانهای شنوندگان بخشید؛ گویی وی میخواست بگوید که در چرخه حیات، هر رفتنی، مقدمهای برای آمدنی بهتر است.
از چاهِ آزمون تا اوجِ عزت
رضایی در روایتِ استعاریِ خود، از داستان پرشکوه حضرت یوسف (ع) بهره جست. او با ترسیمِ تصویرِ مردمی که شاهد گذار از یک دوران بودند، یادآور شد که چگونه انداختن در چاه، مسیرِ رسیدن به عزتِ الهی بود. وی با تأکید بر این اصل که «جمیعِ عزتها نزد خداوند است»، بر این باور استوار بود که اهدافِ والای خدمت، فراتر از جایگاههای گذرا، در پیِ تحققِ آرمانهای انقلاب و دفاع از حق و نظام است. او تأکید کرد که مسیرِ مبارزه با باطل و پاسداری از ارزشهای انقلاب، فراتر از یک مسئولیت اداری، یک میثاقِ قلبی است.
ردی از اشک و عهدی ماندگار
اما شاید تأثیرگذارترین بخشِ این میهمانیِ کلام، برخورد با عاطفهٔ بیپردهی نسل جوان بود. گزارشها حاکی از آن است که بیقراری و اشکهای نوجوانانی که از این خداحافظی مطلع شده بودند، فضای جلسه را به اثری از صمیمیت و پیوندِ انسانی بدل کرد. امام جمعه با نگاهی پدرانه و در حالی که از مردم طلب حلالیت میکرد، تأکید کرد که اگرچه جایگاهِ خطبه تغییر میکند، اما پیوندِ روحی و ارتباطِ او با مردم زیرآب، گسستنی نیست.
این وداع، تنها یک تغییر در ساختارِ مسئولیت نبود؛ بلکه تبلورِ آموزهی «خدمتِ مستمر» در برابر «جایگاههای گذرا» بود.











