پایان نوشتن کتاب همزمان با ولادت امام رضا (ع)
به گزارش حرف وخبر سوادکوه؛ شالیزار یک قسمت بکر وناب طبیعت
شمال است. طبیعتی که تا حضور درآن نداشته باشی به عمق معنی کلمه
امید ورنج کشاورزان نمی توانی برسی، گذشته شالیزار تاریخی از حضور
مادران رنج کشیده ای بود که دوشادوش همسر وفرزندان کار می کردند.
رنجی که شیرینی آن با دسترنج بدست آوردن برنجی بود که غذای اصلی
ومهم خانواده بود.با گذشت زمان ودستگاه برای کاشت دیگه حال وهوای
فضای شالیزار رنگ دیگری گرفت اما باز هم بوی خوش عطر برنج، لذت
خوردن چای آتیشی وصدای قورباغه ها ودیدن سنجاقک های رنگی و… هر
آنچه که باعث شد برای شالیزار نویسنده هنرمند وخوش ذوق رمانی از
دختر شالیزار بنویسد.

فاطمه آلاشتی سوادکوهی پایان نوشتن کتاب دختر شالیزار را که مقارن با ولادت
امام رضا (ع) شده است به فال نیک گرفت ودر کتاب بدین صورت شرح داد

دختر عاشق قصه ما از خدا میخواد راهی جلو پاش بذاره و اون با دیدن گنبد طلایی مسجد بین راه یاد گنبد امام رضا میفته وهمونجا دلش را گره میزنه به آقا و حاجتش را میگره وآنقدر عاشق اقا میشه که ازعشق زمینی اش میگذره وبه عشق آسمانی دست پیدا میکنه.
در خاتمه با هنرورزی این شاعر توانمند شعری را تقدیم علاقمندان ودوست
داران امام رضا (ع) می شود:
#شعر سپید #
مدت هاست در من؛
حرم تو زنده است؛
درعمق نبودنت؛
هوای پنجره های ناگفته ام،
همیشه گرم است؛
ریشه های دلم در خاک همان لحظه هایی که در انتظار دیدنت؛
به بوسه های بی صدا زرّه زّره شده است.(نیکو)